محمد خزائلى

39

شرح بوستان ( فارسى )

گر آنست ، منشور ( 1 ) احسان اوست * ور اينست ، توقيع ( 2 ) فرمان اوست پس پرده بيند عملهاى بد * همو پرده پوشد به آلاى ( 3 ) خود به تهديد اگر بركشد تيغ حكم ، * بمانند كروبيان ( 4 ) صم ( 5 ) بكم ( 6 ) و گر در دهد يك صلاى ( 7 ) كرم ، * عزازيل ( 8 ) گويد : نصيبى برم به درگاه ( 9 ) لطف و بزرگيش بر ، * بزرگان نهاده بزرگى ز سر . . . . . . . . . .